جمال الدين محمد الخوانساري
405
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6499 في الغيب العجب . در غيب تعجب است ، « غيب » بمعنى پنهان است وظاهر اينست كه مراد اين باشد كه در آينده كه هنوز پنهانست أمور عجيبهء باشد ومراد إخبار إجمالى باشد بوقوع آنها وبعلم خود به آنها ، وممكن است كه مراد خصوص غيبت حضرت صاحب الزّمان وظهور آن حضرت باشد صلوات اللّه وسلامه عليه ، يا اين كه آنرا در وقتي فرموده باشند كه بعد از آن بزودى واقعهء عجيبى روى داده باشد از براي إخبار بآن مثل واقعهء قتل عمر يا عثمان ، وممكن است كه مراد اين باشد كه در آينده أمور عجيبهء باشد پس در هيچ شدّتى پر غمناك نبايد بود ودر هيچ شاديى زيادة فرحناك نبايد شد ، بسا باشد كه آن بزودى گشايش يابد واين بغم واندوه مبدّل گردد ، وممكن است كه مراد به « غيب » در اينجا عالم مجرّدات باشد كه پنهان است از مردم ومشاهد ايشان نيست ومراد اين باشد كه آن عالمي است عجيب ، واز براي كسى كه عالم باشد بآن تعجب است در آن ، وممكن است كه « غيّب » بضمّ غين وتشديد ياء مفتوح خوانده شود كه جمع غايب باشد بمعنى پنهان وأوفق باشد با « عجب » ومراد بآن مجرّدات باشد چنانكه مذكور شد ، وممكن است كه مراد به « غيب » بتخفيف علوم واسرار نهاني باشد كه أنبيا وأوليا صلوات اللّه وسلامه عليهم دانند واز عامّهء مردم پنهان باشد وندانند آنها را ، وممكن است كه مراد أحوال وأمور آخرت باشد كه پنهان است وهنوز آشكار نشده وبر هر تقدير مراد اين باشد كه در آنها أمور عجيبهء بسيار باشد . وممكن است كه « غيب » چنانكه در نسخهها واقع شده تصحيف باشد وصحيح « عتب » باشد بفتح عين بىنقطه وسكون تاء دو نقطهء بالا بمعنى غضب وملامت كردن از روى خشم ، ومراد مذمّت آن باشد كه آن از عاقل دانا عجيب است بلكه شأن أو حلم وبردبارى است ونرمى وهموارى ، واين أوفق است با فقرهء بعد كه آن نيز مذمّت خشم است . 6500 في الغضب العطب .